تبلیغات
باغ ارغوان - مطلب از مهدی اک
 
باغ ارغوان
دریا باش تا هر کس لایق توست با تو آرام گیرد و هر کس لایقت نیست در تو غرق شود... تبلیغات پذیرفته میشود


عاشقی بود به اسم دریا و معشوقی بود به اسم ساحل
دریا همیشه در تلاطم بود تا هر طوری که شده نظر ساحل رو به خودش جلب بکنه
و بتونه عشقش رو به ساحل تقدیم بکنه . ثانیه ها .... دقیقه ها .... ساعت ها .... روزها .... هفته ها .... ماه ها .... سال ها ....
قرن ها و هزاران و هزاران و هزاران سال دریا فکر کرد و فکر کرد و تلاش کرد تا بتونه ساحل رو عاشق خودش بکنه
ولی نشد که نشد . تا اون موقع دریا نمیذاشت که امواج احساسش به ساحل برسند
حتی نمیذاشت ساحل صدای اونارو بشنوه . آخه فکر میکرد ساحل ممکنه دوسش نداشته باشه
ولی یه روز با خودش فکر کرد که برای یک بار هم که شده یه کاری رو امتحان بکنه
به همین خاطر هم تمام عشقش رو به شکل موج های کوچک درآورد و همشون رو به سوی ساحل فرستاد
وقتی ساحل این عشق رو دید و فهمید که دریا چقدر دوسش داره
تصمیم گرفت که اون هم عاشقانه دریا رو دوست داشته باشه
ساحل از اون به بعد از دریا خواست که عشقش رو با همون موج ها و صداشون به اون نشون بده
ساحل هم به دریا اجازه داد تا با موج هاش هر شکلیکه میخواد به ساحل بده
برای همینه که دریا خمیشه مواج هست . و موج عشقی هیت که دریا نثار ساحل میکنه
هرچقدر این امواج بزرگتر باشند شدت علاقه ی دریا به ساحل بیشتر هست و اونها در حال معاشقه هستند
ولی متاسفانه آدما فکر میکنند که این مواقع دریا عصبانی هست و فکر میکنند دریا طوفانی هست
در حالی که اصلا اینطوری نیست . در ضمن از وقتی که دریا و ساحل عاشق هم شدند
تا حالا کسی نتونسته اونها رو از هم جدا بکنه
هرجا دریا باشه ساحل هم هست و هر کجا که ساحل باشه دریا هم اونجاست...

Rose Vine


دوباره آسمان این دل ابری شده . دوباره این چشمهای خسته بارانی شده
دوباره دلم گرفته است و شعر دلتنگی را برای این دل میخوانم. میخوانم و اشک میریزم
 آنقدر اشک میریزم تا این اشکها تبدیل به گریه شوند. در گوشه ای ، تنهای تنها و خسته از این دنیا
دوباره این دل بهانه میگیرد و درد دلتنگی را در دلم بیشتر میکند. خیلی دلم گرفته است
 مثل همان لحظه ای که آسمان ابری می شود. خیلی دلم گرفته است
مثل همان لحظه ای که پرنده در قفس اسیر است و با نگاه معصومانه خود به پرنده هایی که در آسمان آزادانه پرواز میکنند
 چشم دوخته است. دلم گرفته است مثل لحظه تلخ غروب ، مثل لحظه سوختن پروانه ،
مثل لحظه شکستن یک قلب تنها . دوباره خورشید می رود و یک آسمان بی ستاره می آید
و دوباره این دل بهانه میگیرد. به کنار پنجره میروم ، نگاه به آسمان بی ستاره
 آسمانی دلگیرتر از این دل خسته . یک شب سرد و بی روح ، سردتر از این وجود یخ زده
 خیلی دلم گرفته است ، احساس تنهایی در وجودم بیشتر از همیشه است
 تنهایی مرا می سوزاند ، دلم هوای تو را کرده است. دوباره این دل مثل چشمانم در حسرت طلوعی دیگر است
 آسمان چشمانم پر از ابرهای سیاه سرگردان است ، قناری پر بسته در گوشه ای از قفس این دل نشسته و بی آواز است
هوا ، هوای ابریست ، هوای دلگیریست. میخواهم گریه کنم ، میخواهم ببارم
دلم میخواهد از این غم تلخ و نفسگیر رها شوم . اما نمی توانم… دوباره دلم گرفته است ،
 خیلی دلم گرفته است، اما کسی نیست تا با من درد دل کند ،
کسی نیست سرم را بر روی شانه هایش بگذارم و آرام شوم…
 هیچکس نیست!

Rose Vine



دل من یه روز به دریا زد رفت/پشت پا به رسم دنیا زد رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن/خودش رو تو مرده ها جا زدو رفت
هوای تازه دلش می خواست ولی/آخرش تو غبارها زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی میگشت /خودشم قفلی تو قفل ها زد و رفت
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب/سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت
حیونی تازگی آدم شده بود/به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد/نامه فردا ها رو جا زد و رفت...

Rose Vine


یادم باشد حرفی نزنم كه دلی بلرزد خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را یادم باشد كه روز و روزگار خوش است
 وتنها دل ما دل نیست یادم باشد جواب كینه را با كمتر از مهر و جواب دو رنگی را با كمتر از صداقت ندهم یادم باشد
 باید در برابر فریادها سكوت كنم و برای سیاهی ها نور بپاشم یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاك زیستن یادم باشد سنگ خیلی تنهاست... یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار كنم
مبادا دل تنگش بشكند یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ...
نه برای تكرار اشتباهات گذشتگان یادم باشد زندگی را دوست دارم یادم باشد
هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی كه به سوی قربانگاه می رود
زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی كه از سازش عشق می بارد
به اسرار عشق پی برد و زنده شد یادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
 یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر كس فقط به دست دل خودش باز می شود یادم باشد
هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
 یادم باشد زنده ام یادم باشد خواهم مرد روزی...

Rose Vine


نذار امشبم با یه بغض سر بشه بزن زیر گریه چشات تر بشه
بذار چشمات و خیلی آروم رو هم بزن زیر گریه سبک شی یکم
یه امشب غرور و بذارش کنار اگه ابری هستی با لذت ببار
هنوزم اگه عاشقش هستی که نریز غصه ها تو تو قلبت
 دیگه غرورت نذار دیگه خستت کنه اگه نیست باید دل شکستت کنه
 نمی تونی پنهون کنی داغونی نمی تونی یادش نباشی به این آسونی
 هنوز عاشقی و دوسش داری تو نشونش بده اشکای جاری تو
 نمی تونی پنهون کنی داغونی نمی تونی یادش نباشی به این آسونی
 نذار امشبم با یه بغض سر بشه بزن زیر گریه چشات تر بشه
بذار چشمات و خیلی آروم رو هم بزن زیر گریه سبک شی یکم
 یه امشب غرور و بذارش کنار اگه ابری هستی با لذت ببار
هنوزم اگه عاشقش هستی که نریز غصه ها تو تو قلبت دیگه
 غرورت نذار دیگه خستت کنه اگه نیست باید دل شکستت کنه
 نمی تونی پنهون کنی داغونی نمی تونی یادش نباشی به این آسونی
 هنوز عاشقی و دوسش داری تو نشونش بده اشکای جاری تو
نمی تونی پنهون کنی داغونی نمی تونی یادش نباشی به این آسونی...


Rose Vine

گل گلدون من شکسته در باد تو بیا تا دلم نکرده فریاد
 گل شب بو دیگه شب بو نمی ده کی گل شب بو را از شاخه چیده
 گوشه آسمون پر رنگین کمون من مثل تاریکی، تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره من می رم گم می شم تو جنگل خواب
 گل گلدون من ماه ایوون من از تو تنها شدم چو ماهی از آب
 گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو من شدم رودخونه دلم یه مرداب
 آسمون آبی می شه امّا گل خورشید رو شاخه های بید دلش می گیره
 درّه مهتابی می شه امّا گل مهتاب از برکه های آب بالا نمیره
تو که دست تکون می دی به ستاره جون می دی می شکفه گل از گل باغ
 وقتی چشمات هم میاد دو ستاره کم میاد می سوزه شقایق از داغ
 گل گلدون من ماه ایوون من از تو تنها شدم چو ماهی از آب
 گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو من شدم رودخونه دلم یه مرداب...


Rose Vine


دلتنگی آمده تا بگوید به یادت هستم اشکهایم جاری شده تا بگویم خیلی دوستت دارم

حس و حال مرا خودت میدانی ، آنچه که قلب مرا به این روز انداخته را خودت میدانی

تو خودت میدانی چقدر برایم عزیزی ، خودت میدانی و اینگونه مثل من به عشق دیدنم مینشینی

در لحظه دیدارمان چه عاشقانه نگاه میکردی به چشمانم وقتی فکر میکنم به آن لحظه نفس

میگیرد این قلب خسته ام وقتی فکر میکنم به تو را داشتن،

با خود میگویم ای کاش که زودتر تو را داشتم

تو مرواریدی هستی پنهان در اعماق قلب زندگی ام که زیبا کردی

با حضورت زندگی مرا ،

عاشقانه کرده ای صحنه بی پایان لحظه های تو را داشتن را دلتنگی آمده

تا بگوید همیشه در قلب منی عشق تو در دلم غوغا کرده

تا بگویم تا ابد مال منی ناز نگاه تو ،

هنوز برق نگاه زیبایت نرفته از روبروی چشمهایم هنوز گرمی دستهایت ،

گرم نگه داشته دستهایم را هنوز احساس میکنم

در کنارمی با اینکه تو آنجا مثل من به انتظار آمدن دوباره منی!

نفسهایم آمده تا بگوید به عشق تو است که زنده ام

احساسم آمده تا بگوید به عشق تو است که این شعر عاشقانه را برایت نوشته ام...


Rose Vine








امروزهایت رنگین فرداهایت امیدوار - آنچه را که دوست داری به دست بیار وگرنه مجبوری آنچه را که بدست آوردی دوست داشته باشی
شکسپیر

مدیر وبلاگ : ارغوان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :